تبليغاتX
لطفالبخند

لطفالبخند

هدف ما شاد کردن دل همه عزیزانه

خوشیا کوچیک

وای نمی دونی چه حال میده ااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 0:35  توسط آقای x  | 

تقدیم به تنها بهانه زنده بودنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 0:8  توسط آقای x  | 

دوربین مخفی

آخه بگم چی سرتون بیاد مگه جا نبود بجز اینجا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:21  توسط آقای x  | 

ندید بگیرین

چیه مگه برادر نیروی انتظامی دل نداره؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:15  توسط آقای x  | 

به به عروسی

این کیانوش الان تواونجاش عروسیه(فقط خداراشکرکه توعروسیه دعوانشده وگرنه باچاقومی زدن پارش می کردن)

وای خدا چی گفتم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:4  توسط آقای x  | 

خصوصیات دخترا ازسن 18تا28 سالگی

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:56  توسط آقای x  | 

داستان عشقی

آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته, همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی, تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه: مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:52  توسط آقای x  | 

خواستگاری

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟


! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:49  توسط آقای x  | 

چرا ما پسرااینقده ضایعیم

چرا ما پسرا اینقدر ضایعیم ؟ خوب معلومه دیگه ...

واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.

واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده.

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداش بوده.

واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.

واسه اینکه پسرا همیشه ذلیل دختران .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:46  توسط آقای x  | 

لطیفه

یه روزیه معلم ازشاگردهامی پرسه:

چراچشمای گاوهمیشه خماره؟

یکی ازبچهامیگه:

خوب معلومه اگرپستونای شماروهم صبح تاشب میمالیدن ولی نمی کردنتون چشمای شماهم همیشه خماربود!!!

یه ترکه یه ارمن یه عرب به ۱۵ سال حبس محکوم می شوند.قبل ازشروع محکومیت به آنهاگفتندبه غیرازآب وغذا می توانیدیک چیز دیگردراختیارداشته باشید.

ارمنی گفت من فقط عرق می خوام.عربه گفت من فقط زن می خوام. ترکه گفت به من سیگار بدین.

بعداز ۱۵ سال وقتی آزاد شدند: ارمنی مست وپاتیل اومد بیرون. عربه با یه لشگربچه اومدبیرون.وقتی در سلول ترکه روباز می کنن ترکه با ولع میگه آقا کبریت کبریت کبریت!!

یه روز دوتا زن داشتن باهم صحبت می کردن اولی میگه :

می دونی تازهایه مرده تونهرون پیدا شده که زنارو می گیره می کنه بعد میکششون می ندازشون کنار؟؟

دومی میگه: ای خواهر هرچی امکاناته وایسه شهرهای بزرگه!!!

یه روز یه ترکه به زنش تورختخوابشون زیرپتومیگه :

عزیزم درازه. زنش :آره ترکه : کلفته. زنش: آره .ترکه :داغه. زنش:آره .ترکه خوبدبخت انمه!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:43  توسط آقای x  | 

گروه ضربت

باباای ول اینم گروه فدائیان حمایت از زنان

حالااگه جیگرشوداری به یه زن بگو بالا چشت ابرو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 4:12  توسط آقای x  | 

اطاعیه

اطلاعیه                                                  اطلاعیه

باسلام وعرض خسته نباشید:

امیدوارم که حال یکایک دوستان عزیزم خوب باشد ودر کنارخانواده خویش سالم وسرحال باشند من منظور ازاین اطلاعیه که  تو وبلاگم دادم اینکه هرکدوم از دوستان وعزیزانی که مایلندبرای آنانی که دوستشان دارند کارت تبریکی یا پیغامی برایشان بفرستند برام به آدرس امیلم بدن تامن دراین وبلاگ قراربدهم امیدوارم که من بتوانم کاری برای شاد کردن دل دونفر انجام بدهم.

باتشکر برادرکوچک شما......

ashketanhae@yahoo.com                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 2:14  توسط آقای x  | 

حرفای درگوشی

من می خوام یه موضوعی روبرای بحث عنوان کنم البته بااجازه:

می خواستم بگم ما ایرانیا که دم از آزادی یا اینکه همه باید به قوانین خودشون ومملکتشون احترام بذارن چرا مثلا وقتی تو فلان کشور اعلام میشه که لطفا خانومابا حجاب نیان مدرسه یادانشگاه چرا ما ناراحت میشیم ومیشیم کاسه ازآش داغتر بابا شاید اونجا قانونش اینه مگه ما خدمون توکشورمون قانونمون این نیست که کسی بدون حجاب نگرده ؟پس چرا وقتی توریستا میان به زور پول دادن یا اجبار کردن یه روسری حتی نازکم که شده میکنیم سرش؟وقتیم که کسی نظر داد زود میگیم که ضد ولایته و...پس مابی حجابی رو یه نوع بی قانونی توکشور خودمون می دونیم واگه کسی هم دخالت کرد وای بحالش !خوب شایدم تواون کشورم قانون باشه که بی حجاب بگردن وبا آدم متخلف برخورد کنن ؟مثل خودما شاید یکی لا مذهب باشه ونخواد با حجاب بگرده باهاش برخورد میشه؟پس بی خیال جاهای دیگه اگه راست میگیم کلاه خدمونوبگیریم که بادنبرش. خوب مثل اینکه زیادی دارم پروئی میکنم تا کار دسته خودم ندادم برم لطفا اگه جوابی دارین که منو به راه راست هدایت کنه در قسمت نظریات درج کنید فدای شما....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 2:7  توسط آقای x  | 

تقدیم به تک ستاره قلبم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:38  توسط آقای x  | 

فدای عزیزترین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:12  توسط آقای x  | 

جوک

  به ترکه میگن حال ساده رو تعریف کن میگه :  لب!!!

 

یک ماه بعداز محرم میبینن که هنوزازمحله ترکا صدای زنجیرو طبل میاد.

میرن میبینن که دسته تو یه کوچه بن بست گیرکرده!!!

 

به ترکه میگن میدونی امام حسین وکجا دفن کردن؟

میگه :نه.

میگن: کربلا دیگه بابا..

میگه:ای خوش به سعادتش!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 0:45  توسط آقای x  | 

کیانوش هرشب ناکام

                       آخ چی می شد اگه جای این بالش......

                       ای بابا بی خیال مگه این شیر فرهاد نامرد میزاره

                       هرشب به یه بهانه ای تو دهنمون این بدبخت حرومش می کنه

                                                      

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 1:42  توسط آقای x  | 

عروس باید بخونه

                خدایا شکرت آخرش یه الاغی(البته بلانصبت دوستان)پیداشد تااین

                لیلا خانوم مارو بگیره تا آره دیگه این لیلاماهم این آخر عمری بربه شوهر

                داریش برسه .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 0:21  توسط آقای x  | 

ای داور نامرد

باباماهی به این صدام

میگیم اینقده خشن بازی نکن که داور باتو لجه ولی کو گوش شنوا(به قول یاور طغرل اللهی توبه)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 0:11  توسط آقای x  | 

عکسی از سلطان بازیگران زن ایرانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 23:57  توسط آقای x  | 

تقدیر وتشکر

باسلام خدمت تمامی دوستان عزیز:

این بنده حقیر چون که تازه خدمت مقدس سربازیمو تمام کردم(انگار شاخ غولوشکوندم) بنظرم رسید که اگر اجازه بدیداز آن دسته ازعزیزانی که مرا درامر به پایان رسوندن خدمتم یاری رساندند تشکر وقدردانی داشته باشم وامیدوارم که روزی بتوانم جواب گوی آن همه زحمات آنان باشم:

باید اول ازهرچیز از فرمانده عزیزم جناب سروان حاجتی که همیشه همراه ویاری رسان من در امرخدمتم بوده وهمیشه بامامثل برادرکوچکتر خویش رفتارمی کرده وهمچنین سروان شهبازی،ستوانیکم شجاعی ومهتابی رشیدی مقدم،ستواندوم نجاتپور،ستواندوم بهروزی وستوانسوم دهدشتی،استواریکم رحمانی،استواردوم رشیدی،گروهبان یکم احمدی،دستیاران،شهروین وکارمند دهداروهمچنین یک تشکر خیلی خیلی ویژه ومخصوص باید به عرض آقایان احمدی ورشیدی ونجاتپوربرسانم که مرا بانصایاح وراهنمایی های خویش راه درست فکرکردن ودرست زندگی کردن را به من آموختند،امیدوارم که هرکجا که هستیددرکنارخانواده خویش سالم،موفق وشاد دعای من وسایر سربازانتان بدرقه راهتان باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 23:10  توسط آقای x  | 

یه عکس ناز ازیه بچه ناز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 17:7  توسط آقای x  |